بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
559
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بدان اشارت شده ميسر گردد و اين علت مردم خصى و كودك را نباشد و زنان را نيز درافتد و منقرس را پوست خصيه دراز گردد علاج طريق تدبير اين مرض همانست كه بتفصيل در وجع المفاصل مذكور شد ليكن طريق هنديان اولى و آزموده است و حضرت خداوندى سلطان حسين بالتيقرار بسى بزرگان را بدين نوع علاج كردند زودتر و بهتر علاج يافتند و تقويت مجرد تنقيه و روع قوى در اول اين مرض همان وحشت آورد كه در وجع المفاصل مذكور شد و اللّه اعلم درد پاشنه غير نقرسى سبب آن يا ضربه و سقطه بود آنجا ماميثا و گل ارمنى را در آب حل كرده طلا كردن و آرامش جستن و حب الشفا و امثال آن بر بالاى طعام دادن فائده دهد يا سبب فشارده شدن در موزه بود دايما بعد از آنكه آب سرد بسيار بران ريخته باشند همين طلا فائده بخشد و يا سبب ريختن ماده بود بران محل از اعالى بدن و آنجا قى كردن و طلا كردن روغن گلى فائده رساند اگر زياده و كهنه شود و به تيزاب بايد ماليدن و بروغنى محلل و مسكن تدهين نمودن و اللّه اعلم بالصواب باب بست و سوم در بيان سموم و ادويه زيانكار حيوانات سمى گزنده و ترياقات مطلقا و طريق خوردن بعضى سمها و دواهاى مضر جهت حفظ صحت و رفع مرض و احتياط از درد و سموم و از حيوانات سمى و موذى و علاج كسانى كه زهرى بريشان وارد شده باشد به خوردن و غير آن بدانكه سم آن چيز است كه چون بوجهى از وجوه وارد شود بر بدن فاسد شود مزاج روح و يا مزاج جمله بدن را بخاصيتى كه از اثر صورت نوعيه اوست خواه به كيفيت ممد آن باشد و خواه نباشد و ترياق چيزىست كه چون بوجهى از وجوه وارد شود بر بدن بخاصيت دفع سميت سموم نمايد از بدن خواه به كيفيت ممد آن باشد و خواه نباشد خواه درد و سموم مقدم بوده باشد و خواه موخر و ازينجهت موسوم بود بفادزهر حيوانى يعنى مقاوم با سم و بنابرين اصطلاح هر سمى بخاصيت دفع ضرر سمى ديگر مىكند نسبت بدان ترياق بود و آنچه اين افعال به كيفيت غالبه كند آن را سم و ترياق نگوئيم بلكه آن را از جمله ادويه زيانكار و يا نافع و مقوى عد كنيم